بايد از آخوندهاي حاکم بر ايران پرسيد که چه کسی گفته است اسلام يعنی استبداد زير پرده دين و نقض وحشيانه حقوق بشر؟
چه کسی گفته است اسلام يعنی گرسنه نگه داشتن ميليونها ايرانی، آن هم به خاطر درست کردن زرادخانه موشکی و ساختن بمب اتمی؟
چه کسی گفته است که اسلام به معنای نابرابری و نفی حقوق زنان است؟ و اسيد پاشيدن و تخريب صورت زنان اين سرزمين
نه، اين اسلام نيست. اسلام، کلمات حبيب خداست که می گويد: «محبوبترين کارها نزد او، راه دادن شادی در قلب يک انسان است يا زدودن غمی از او و يا ادا کردن دين او و برطرف کردن گرسنگی از وی».
اسلام دينی است که مدافع برابری زن و مرد است، بنا به سوره حجرات همه انسانها، از هر جنس، نژاد و مليت برابرند خدا به پيامبرش توصيه میکند که ناراضيان و معترضان را نه تنها مورد ملاطفت قرار دهد، بلکه در کارها با آنها مشورت کند. اسلام به مردم آزاد انديشی را می آموزد و هدفش باز کردن زنجير از دست و پای مردم است بله، مجاهدين از اسلامی پيروی می كنند، که به قول قرآن، زندگي هر انسان يه اندازه زندگي تمام انسانها، دارای ارزش است
«خصوصيت ويژه اسلام مورد اعتقاد مجاهدين، اين است که دموکراتيک است. اين اسلام، حقوق مذاهب، عقايد و مکاتب ديگر را به رسميت می شناسد. چنين اسلامی، پرداخته دست مجاهدين نيست، بلکه ناشی از عمق مشترکی است که چارچوب آن، افکار بيان شده توسط حضرت موسی و عيسی و محمد را در بر دارد و آن را به وضوح در قرآن می يابيم
و سرانجام بايد تأکيد کنم که پديده ولايت فقيه حاکم بر ايران ضدتمام عيار اسلام است. حق حاکميت مسلم ترين و بالاترين حقی است که اسلام برای مردم به رسميت شناخته است و مجاهدين از رفتار محمد (ص) پيروی می كنند که به قول قرآن «يادآورنده خدا بود، نه کسی که بر مردم سيطره دارد». يادتان هست که مجاهدين وقتي که در تابستان 58 خميني «ولايت فقيه» را علم کرد، آن را قوياً رد کردند و بعد هم قانون اساسي ولايت فقيه خميني را تحريم کردند؟
قرآن می گويد: لااکراه فی الدين. يعنی هيچ چيز مشترکی ميان بينش اسلام و عقيده با اجباريعني دين اجباري وزوركي ، وجود ندارد. و از اين جاست که اين پيام، شرف و شايستگی انسانی را به بشر بازمی گرداند. به آموزشهای پيامبر اسلام مراجعه می کنيم که تمام عيار بر ضد شقاوت رژيم ولايت فقيه است.
اين از گفته های حضرت محمد است که «از هر دو دوست که يکديگر را دوست بدارند، در نزد خداوند کسی محبوبتر است که بيشتر محبت بورزد». اين کلمات را مقايسه کنيد با حکم قتل عام سی هزار زندانی سياسی توسط خمينی که در بيست و هفتمين سالگرد آن هستيم و مقايسه کنيد با دستورات روزانه خامنه و روحاني برای اعدامها در ايران و کشتار مردم منطقه
يادتان هست روزي که خميني با قاضي القضاتش پشت تصويب لايحه قصاص بودند، نشريه مجاهد آشکارا و با تيتر درشت آن را نه فقط ضداسلامي، بلکه يک «لايحه ضدانساني» معرفي کرد. در خرداد سال 60، خميني که سخت از اين تيتر نشريه مجاهد گزيده شده بود در يکي از سخنراني هايش تيغ بر کف، تکرار مي کرد که بله اسلام را ضدانساني خطاب مي کنند و همه مي دانستند که مجاهدين اين لايحه را فراتر از ضداسلامي،«ضدانساني» مي دانند.
اسلام انقلابي در اسلام مجاهدين، نخستين ويژگي اش ، پويايي و ديناميسم آن است. اسلام يک دين خشک و منجمد نيست. اگر اين دين مربوط به هزاره هاي پيشين است، خوب ديگر چرا بايد به آن چسبيد
چطور است که آخوندها از آخرين دستاوردهاي فني، علمي و حرفه يي و تخصصي پايان قرن بيستم استفاده مي کنند، اما حقوق جزا و قصاص رژيمشان متعلق به هزاره هاي پيشين است؟ از آخوندها بپرسيد چرا دنبال موشکهاي ميان برد و دور برد و سلاحهاي شيميايي و اتمي و ميکروبي هستيد و دنبال همان چرخ و چاه و اسب و منجنيق نيستيد؟ چرا از يک طرف، براي بقاي رژيم خود از کيسه ملت ايران، از آخرين پيشرفتهاي فني وتخصصي استفاده مي کنيد؟ اما از طرف ديگر تابع حقوق جزا مربوط به هزاره هاي پيشين مثل سنگسارهستيد و دست و پا مي بريد؟ يا از روي بلندي پرتاب مي کنيد؟ کدام را باور کنيم؟
موسيقي و شطرنج حرام است. اما دست و پا بريدن و سنگسار حلال است. تيرباران و اعدام و حلق آويز زن مجاهد باردار حلال است
راستي خميني چرا اين قدر با مجاهدين لج بود؟ چرا فتواي سوزاندن و كتك زدن تاحد مرگ و اين که جان و مال و ناموس اين ها حرمتي ندارد، را صادر کرد؟ براي اين که دو نوع اسلام سراپا متضاد در مقابل هم صف بندي کرده اند. اي بسا که پس از چهارده قرن، ما به آن نقطه عطف تاريخي رسيده باشيم که بين اين دو نوع اسلام تعيين تکليف شود.
يک طرف هولناك ترين نيروي ارتجاعي تاريخ ايران،ويک طرف مجاهدين. عجبا که بالاترين تضاد و خون هم بين اين ها جاري است،به نحوي فوق متناقض. هم چنانکه خود خميني بعد از جريان امجديه در روز4 تير 59 گفت که دشمن من نه آمريکاست و نه شوروي و نه مارکسيستهاو نه اينکه دشمن درکردستان باشد، دشمن همين مجاهدين هستند، همين جا درتهران!!!

No comments:
Post a Comment